الشيخ أبو الفتوح الرازي
274
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و مال ( 1 ) الولاء بالبلاء فملتم و ما ذاك قال اللَّه اذ هو يكتب اى يحكم . قتاده و مقاتل گفتند ( 2 ) : در كلام تقديم و تأخيرى هست و تقدير آن كه : و قال الَّذين اوتوا العلم في كتاب اللَّه و الايمان ، گفتند : آنان كه ايشان را علم به كتاب و ايمان دادند . ( لقد لبثتم الى يوم البعث ) ، شما تا به روز قيامت مقام كردى ( 3 ) . * ( فَهذا يَوْمُ الْبَعْثِ ) * ، اين روز قيامت است . * ( وَلكِنَّكُمْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ) * ، و لكن شما ندانستى كه شما را به قيامت زنده كنند ، و بر اعمال جزا دهند . آنگه گفت : * ( فَيَوْمَئِذٍ ) * ، آن روز ، يعنى روز قيامت روزى باشد كه سود ندارد كافران و ظالمان را عذرشان . * ( وَلا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ ) * ، و ايشان را استعتاب و استرضاء نكنند ، و گفتند : معنى آن است كه از ايشان طلب توبه نكنند ( 4 ) . * ( وَلَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ ) * ، گفت : ما براى مردمان در اين كتاب قرآن از هر نوعى مثل زديم . * ( وَلَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآيَةٍ ) * ، و اگر تو كه محمّدى آيتى و دليلى و معجزى به ايشان ( 5 ) نمايى ، كافران گويند : نيستى تو و امّت تو و اتباع تو الَّا مبطلان ( 6 ) بر باطل مقام كردگان . * ( كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّه ) * ، چنين مهر نهد خداى بر دلهاى آنان كه ندانند . تفسير « ختم » و « طبع » ، و وجوه ( 7 ) تأويل اين ( 8 ) پيش از اين گفتهايم ، براى آن تكرار نمىكنيم ، و جمله آن كه مراد علامت و نشان است . و علامت منع نباشد از ايمان و جز ايمان . * ( فَاصْبِرْ ) * ، صبر كن اى محمّد بر بلاى اين كافران كه وعدهاى كه خداى تو را داد از فتح و ظفر در دنيا و ثواب و منزلت ( 9 ) در آخرت ، حقّ است و صدق ، و نبايد تا به گفت اين كافران شكّا كان 1 » سبكسار ( 11 ) شوى ، بل چنان بايد كه حلم و وقار را كار بندى ( 12 ) .
--> ( 1 ) . اساس : مالوا ، به قياس با نسخه آط و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 7 - 2 ) . آب ، آز : گفتهاند . ( 3 ) . آب ، آز ، مش ، كا : كردهايد . ( 4 ) . آج ، لب : كنند ، همه نسخه بدلها ، بجز كا و توبه قبول نكنند . ( 5 ) . آط ، آب ، مش : بديشان ، آج ، لب ، آز : بر ايشان . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها او . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : آن . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها مغفرت . ( 10 ) . آج ، لب : و مشركان ، به شكّاند . ( 11 ) . لب : سبكبار . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا و اللَّه الموفّق .